ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد / چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
خدایا ! تا ستاره ها از آسمانم کوچ نکرده اند ، چقدر ثانیه ها نامردند گفته بودند که بر می گردند رفتندو پس از رفتنشان بی جهت عقربه ها می گردند ای ثانیه های بی رحم چه بلایی به سرم آوردند نه به چشمم افقی بخشیدند نه ز بغضم گرهی وا کردند از چه رو سبز نباشم به دروغ لحظه هایی که یکایک زردند لحظه ها همهمه هایی مبهم لحظه ها فاصله هایی سردند بگذارید زپیشم بروند لحظه هایی که همه در به درند
بگذار برای آخرین بار خوب نگاهش بکنم
بگذار نامش را در قلب همه عاشقان حک کنم
و در مقابلش بایستم و در ستایش اشکی که گونه هایش
را نوازش می کند ، قلبم را نشانش دهم
بگذار تا واژه هایم صمیمی اند برایش بنویسم که
دوستش دارم و به او بگویم به پاس محبت هایی که کرده ،
دلم را فدای لحظه لحظه هایش می کنم ![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



