ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد / چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
تويی اون سپيد پاک آسمون اومدی بشکنی بشکن ، از من ساده چی مونده دل ما اونقده پاره س ، موندنش مرگ دوباره س همينی که باقی مونده ، واسه دلخوشی تو بشکن نمیخوام بگذره عمری ، خسته شی واسه فريبم بزنو برو عزيـزم ، مثل هر کس که زد و بـرد
من نه عاشق بودم نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم 
منم اون قلهی سر به کهکشون
اومدی يه روز تو اوج باورم
گفتی من همون اميد آخرم
اما رفتی عاقبت مثل همه
منو ول کردی ميون همهمه
حالا من ساکت و سرد و بی عبور
ميون تموم قله های دور ...![]()
قبل تو هر کی بوده ، تموم تار و پود سوزونده
آسمون سينه ما ، خيلی وقته بی ستاره س
تيکه تيکه هامو بردن ، آخرينشم تـــو بکن
يقتو نميگيره هيچکس ، آخه من اينجا غريبم
طفلی اين دل که هميــشه ، به گناه ديگرون مــــــــرد.....![]()
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزید
من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت
گر چه در حسرت گندم پوسید
من خودم بودم و هر پنجره ای
که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود
وخدا می داند
سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود
من نه عاشق بودم
و نه دلداده گیسوی بلند
و نه آلوده به افکار پلید
من به دنبال نگاهی بودم
که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید
آرزویم این بود
دور اما چه قشنگ
تا روم تا در دروازه تور
تا شوم چیده به شفافی صبح
با خودم می گفتم
روشنی نزدیک است
تا دم پنجره ها راهی نیست
همه اش رویا بود
و خدا می داند
بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



