سراچه ی خیال
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد / چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت
20:6 توسط سارا| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



