سراچه ی خیال
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد / چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
تويی اون سپيد پاک آسمون

منم اون قلهی سر به کهکشون
اومدی يه روز تو اوج باورم
گفتی من همون اميد آخرم
اما رفتی عاقبت مثل همه
منو ول کردی ميون همهمه
حالا من ساکت و سرد و بی عبور
ميون تموم قله های دور ... نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت
20:6 توسط سارا| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



