تبليغاتX
سراچه ی خیال - مسافر
سراچه ی خیال

ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد / چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد

 

سالهاست می خوانمت

توای مسافرخیالهای شیرین من

در پیچ وخم کدام قرن

و ظلمت کدام راه بی عابر مانده ای !؟

که من در هربیگاه

و در آغازین مطلع هرسپیده

سبد سبد دعا به پیشوازت می فرستم

تا شایدیادت بماند که :

( تورا من چشم درراهم )

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:34 توسط سارا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ